آرازآراز، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

خاطرات آرازجون

بدون عنوان

1392/7/2 10:41
نویسنده : باباجون
122 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستان و آشنایانم

دیشب رفتیم با داداش امیر و مامان- بابا واسه خرید وسایل مدرسه داداشم

یه دفه من گشنه شدم به بابا گفتم بابا کباب میخام من و بابا تا مامانم اینا بیان  رفتیم کبابی اونجا چون من شیطونی میکردم هر کس یه تیکه میانداخت اونقدر گونه ام را کشیدن که سرخ شد آخه من بیرون با شیطون بازیام خیلی جلب توجه میکنم بالاخره کبابو نوش جون کردیم جاتون خالی خیلی چسبید بد جوری گشنه بودم

دست بابام درد نکنه حرفم رو زمین نمیندازه هیچ وقت. واسه داداش و مامانم هم خریدیم  بعد به خونه برگشتیم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نوری
21 آذر 92 12:45
سلام بر امیر حسین انشاالله همیشه در همه زمینه ها موفق باشی. سید رضانوری عمو جان دوست دارم.